ژان - کلود گاردِن (۱۹۲۵ – ۲۰۱۳ میلادی / ۱۳۰۴ – ۱۳۹۲ هجری شمسی)

JPEG آقای ژان– کلود گاردِن در زمرهء جوانان شجیع و سلحشور فرانسوی بود که خیلی زود به فراخوان میهنی مورخ ۱۸ ماه جون سال ۱۹۴۰ میلادی (۲۹ ماه جوزا سال ۱۳۱۹ هجری شمسی) جنرال شارل دو گول لبیک گفته و همگان تصمیم به الحاق با موصوف را در لندن گرفتند.

آقای گاردِن به اشخاصیکه درمورد انگیزه های اش درعرصه متذکره پرسش می نمودند، کتمان و اغماض ننموده و اذعان می داشت که نخست از همه، روحیهء ماجراجویی و فُرصت و امکان قایق رانی در سمت و سودهی گزینش اش حاوی نقش عمده و بسزأی بود. معذالک، اینطور بهتر می فهمیم که موصوف چرا پیوستن با قوای بحری فرانسه آزاد را ترجیح داد، و متعاقباً در این نیروهای رزمی چگونه تعلیمات لازمه خویش را فراگرفت، و اما نیز با وجود آغاز دورهء شباب زندگانی اش، با آزمون آتش و معرکه، و تجربهء فرماندهی و زعامت مواجه گردید. مشارالیه جنگ را نظر به دید و ملاحظات منسوبین مافوق خویش، در قطار یکی از جسورترین و جوان ترین افسران قوهء بحری ملی فرانسه ختم نمود.

اتفاقات روزگار و تصاریف الدهر نامبرده را در سال ۱۹۵۲ میلادی (سال ۱۳۳۱ هجری شمسی) بصوب بیروت کشاند و در آن شهر در انستیتیوت فرانسوی باستانشناسی بیروت ایفای وظیفه نمود که در آن زمان تحت مدیریت و رهبری آقای هانری سئیریگ، یک فرانسوی آزاد دیگر قرار داشت. این اقامت برای تکوین و اکمال دوران خدمت مسلکی آقای ژان– کلود گاردِن سرنوشت ساز بود، و مومأالیه دائماً از آن همچون یک بهشت گمشده ای سخن می راند.

القصه، آقای هانری سئیریگ تصمیم گرفت تا مشارالیه را جهت عون و مدد به آقایان دانیئل شلومبِرژهِ و معماراش مارک لو بِر، نخست برای انجام یا سلسله تشبثات و واکاوی ها و ثانیاً برای تعاون و همگامی در حفریات، به افغانستان اعزام نماید. آقای ژان– کلود گاردِن طی صریمت ها میان شهرهای بیروت و کابل، خویشتن را علی الخصوص به مطالعهء هنر سفالگری وقف نمود، و یک رویکرد نظری خیلی بدیع را توسعه داد که در جریان سالیان بعدی تبدیل به بخش مورد علاقه، مندوب و معلی وی گردید. آقای گاردِن عملاً به مسائلی پرداخت که با وجود اهمیت مبرم آنها، تا آن زمان هنوز از سوی باستانشناسان به "حاشیه" رانده شده بود. نامبرده با تحت پرسش قرار دادن اعتبار مجموعهء بقایای باستانی مورد مداقه، خیلی سریع موثریت و کارآیی ابزار عقلانی ای را که برای تحلیل مورد استفاده قرار می گرفت، بازنگری نموده، و کم و بیش منطقاً به تجسس و تُخشایی ایجاد وسایل و ابزار جدید، حتی المقدور خارج ازضعف و ناتوانی ها مستنبط از انتخاب انسانی اکثراً ذهنی مبادرت ورزید. تِکنالوژی معلوماتی در حال پیدایش به موصوف همچون یک مسیر تحقیقاتی تبیین یافت، و با شوق و اشتیاق مزیدی که خاص یک ناشی است، دست اندر کار گردید. موصوف موازیاً به این مأمول، به فعالیت های ساحوی ادامه داد. ما، بخصوص در امر تدوین و راه اندازی ابتکار تشبث و تمحیص بزرگ منطقهء آیی خانم، مایان را مدیون و مرهون وی می دانیم، زیرا ابتکار مذکور زمینهء کشف ساحات عدیده و تبلور آثار شبکه های آبیاری پیچیده واقع اطراف و اکناف ساحهء باستانی را فراهم کرد.

آقای ژان– کلود گاردِن، باستانشناس غیر معمول و نا متعارف، نفوذ و تأثیر خیلی چشمگیر و نیرومندی بر تمام یک نسل باستانشناسان داشت و معهذأ، فراروی شان مسیرهای عقلانی جدید را گشود. مشارالیه که هم متمتع از روحیهء عملی بود وهم از روحیهء نظری و با مهارت فراوان به طنز و بذله گویی دست می یازید، امروز نیز در جمله یکی از شخصیت های بشمار می آید که در پیشرفت عقلانی باستانشناسی فرانسه بیشترین سهم را داشته و در این راستا قاطعانه ممد واقع گردید.

تاریخ نشر 29/11/2020

قسمت بالایی صفحه